تبلیغات
آنتی درویش قم - تصوف از دیدگاه اهل بیت(ع) قسمت دوم
 تصوف از دیدگاه اهل بیت(ع) قسمت دوم ...

8- «شیخ مفید»به سند صحیح از امام علی النقی (ع)روایت كرده است كه «محمد ابن حسین بن ابی الخطاب»در خدمت امام علی النقی (ع)در مسجد النبی بودم كه در آن حال جمعی از اصحاب ان  حضرت شرفیاب حضور آن حضرت شدند و درمیان ایشان « ابو هاشم جعفری » نیز بود كه او مردی بسیار بلیغ و با كمال بود ودر نزد آن حضرت مقام و منزلت عظیمی داشت و چون اصحاب در كنارش قرار گرفتند ،

بنا گاه جمعی از صوفیه داخل مسجد شدند و حلقه زدند و مشغول ذكر گردیدند ،حضرت فرمود:

« لا تلتفتوا إلی هؤلاء الخّداعین فإنَّهم خلفاء الشیاطین و مخربوا قواعد الدین یتزهّدون لراحةالأجسامِ و یتهجّدون لتصیید الأنعام یتجوّ عون عُمُراًحتی...»

« به این حیله گران اعتنا نكنید زیرا جانشینان شیاطین و خراب كننده قواعد دین می باشند . زهد ایشان برای راحتی بدنهایشان و تهّجد و شب زنده داریشان برای صید كردن عوام است. عمری را در گرسنگی به سر برند تا عوام و نادانی را مانند خرها پالان كنند و زین بر پشت آنها گذارند ».

لا یهللون إ لا لغرور الناس ولا یُقَلّلُون الغذاء إلا لملأ العساس واختلاف الدَ فناس یتكلمون الناس بإملائهم فی الحبّ و یطر حو نهم بإ ذ لالهم فی الجُبّ أورادهم الرقص و التصدیقة وأذكار هم الترنّم والتغنیة فلا یتبعهم إلّا السفاءولا یعتقدهم إلا الحُمقاء فمن ذهب إلی زیارة أحد ٍ منهم حیّاً أو میّتاً فكأ نّما ذهب إلی زیارةالشیطانِ و عبدةِ الأو ثان ومن أعان أحداً منهم فكانما أعان یزید و معاویة وأباسفیان».

« ذكر نمی گویند مگر برای فریب مردم و خوراك خود را كم نمی كنند مگر برای پر كردن قدح و ربودن دل احمقان ، با مردم دم از دوستی خدا زنند تا ایشان را به چاه اندازند ،اوراد ایشان رقص و كفزدن و غنا و آوازه خوانی است و كسی به سوی انها میل نكند و تابع ایشان نگردد مگر آنكه از جمله سفیهان و احمقان باشد هر كس به زیارت یكی از آنان در حال حیات و یا بعد از مرگ برود ،مانند آن است كه به زیارت شیطان و بت پرستان رفته باشد و هر كس یاری ایشان كند ،گویا یزید ومعاویه و ابو سفیان را یاری كرده است.»در همان موقع یكی از اصحاب آن حضرت عرض كرد :«و إن كان معترفاًبحقوقكم؟»

اگر چه آن كس به حقوق شما اقرار داشته باشد ؟! حضرت نگاه تندی به او كرد و فرمود:

« دَع ذا عنكَ مَنِ اعْتَرَف بحقوقنا لم یذهب فی عقوقنا أما تدری انهم أخسّ طوائف الصوفیة والصوفیة كلهم من مخالفینا و طریقتهم مُغایرة لطریقتنا وإن هم إلاّ نصاری و مجوس هذه لامّة اُولئك الذین یجهدون فی إطفاءنور الله والله یُتمُّ نوره و لو كره الكافرون».

«این سخن را ترك كن ،مگر نمی دانی هر كس حق ما را بشنتاسد ،مخالفت امر ما نمی كند ،آیا نمی دانی ایشان پست ترین طوائف صوفیه میباشند و این صوفیان كلشان مخالف ما هستندو طریقه آنها باطل و برخلاف طریقه ماست و این گروه نصاری و مجوس این امت هستند و آنان سعی در خاموش كردن نور خدا (محو اسلام) میكنند و خداوند نور خود را تمام میكند اگد چه كافران خوش ندارند».از این روایت صحیح كه متن و ترجمه آن بیان گردید چند نكته قابل توجه است :

الف- مضمون ان انكار و مذمت تمام صوفیه است و تصریح به آنكه آنها عموما ً مخالف طریقه اهل بیت (ع) میباشند و اگر چه دم از علی(ع) و اولاد او بزنند و ادعای تشییع نمایند آنان از سایر فِرَقِ صوفیه پست تر و نزد شیطان محبوبتر ند زیرا آنان باعث گمراهی شیعیان میشوند .

ب- غضب آن حضرت نسبت به آن مرد كه گفت : «ولو معترف به حقوق شما باشد»در پاسخ فرمود :آن كس كه معترف به حقوق ما می باشد با ما مخالفت نمی كند.یعنی آنان در ادعای خود دروغگو هستند و اعتراف به حقوق اهل بیت با تصوف و صوفیگری سازگار نمی باشد.

ج- آنجا كه فرمود صوفیه هم پیمان شیطان هستند و زیارت ایشان زیارت شیطان است معلوم میشود ایشان روابط تنگاتنگ و سر وسری با شیطان دارند و گمراه كردن بندگان خدا و غیب گوئی و مكاشفات و ادعائی ایشان هم به كمك شیطان است شیطان در نظر مریدان مجسم می شود و مرشد می گوید حق تجلی كرده و چون به حق واصل شده ای  امام به زیارت شما امده مرید بیچاره از شوق به وجد می آمد و گریه شوق به سر می دهد.

د- فرمود: هر كه یاری ایشان كند ، یاری یزید و معاویه و ابو سفبان كرده با آنها محشور خواهد شد. پس كسانی كه نسبت به ایشان خوش بین بوده . كلمات كفر آمیز و آلوده به خرافات آنان را تأویل ویا حمل به معانی صحیح میكنند ، به گناه بزرگی مرتكب شده اند چون یاری ایشان نموده اند ود رواقع بدتر از یزید و پدران وی هستند زیرا او بدنهای اهل حق را پایمال كرد و ایشان افكار و عقائد آنان را نابود كردند!

ح- از آنها تعبیر به نصاری و مجوس شده است ، شاید به خاطر اینكه تأثیر و ادیان قدیم ایرانی در تصوف بیشتر بوده است بنابر این،صوفیها اگر چه خود را مسلمان می نمایند ولی در میان مسلما نان بسان نصاری  ومجوس می باشند.

و- حضرت آنان را به بت پرستان تشبیه فرمود، شاید برا ی آن است كه انان صورت مرشد و قطب خود را در حال عبادت مانند بت مورد توجه قرار می دهند.

 

9- در كتب معتبر روایت كرده اند كه جمعی از صوفیان وارد محضر امام رضا (ع)شدند به عنوان اعتراض گفتند :مأمون فكركرد ورأی اوچنین شد كه امامت وولایت را به تو بدهد ولی امامت حق كسی است كه غذای سفت بخورد و لباس زبر بپوشد و سوار خر شود وبه عیادت مریض برود وتو این كارها را نمی كنی.

حضرت به آنها فر مود:

« إنَّ یوسف كان نبیّا ًیلبس أ قبیة الدیباج المزورة بالذهب ویجلس علی متكآتِ آلِ فرعون ویحكم، إنّما یراد من الإمام قسطةو عدله إذا قال صدق وإذا حكم عدل وإذا وعد أنجز ثم قرء :  (قُل مَن حَرّمَ زِینَةَ اللهِ الّتی أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّیِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ)

«یوسف پیامبر بود وقباهای دیبای مطلا می پوشید وبر مسند آل فرعون تكیه میزد و حكم می راند وای بر شما همانا از امام عدالت و دادگری متوقع است كه چون سخن بگوید ، راست بگوید وچون حكم كند به عدالت باشد و چون وعده دهد ، به وعده خود وفا كند . سپس ان حضرت آیه زیر را قرائت فرمود:

« بگو چه كسی زینتهای خدا را كه برای بندگان آفریده حرام كرده است واز صرف روزی حلال و پاكیزه منع نموده است ».

البته به این مضمون آیات زیادی وارد شده كه صوفیان وریا كاران به روش زندگی سایر ائمه اطهار (ع) نیز اعتراض كرده اند وپاسخهای متعددی شنیده اند .

عجیب است كه صوفیان نسلهای بعد برا ی جلب عوام سلسله ارشاد خود را گاهی به امامان مانسبت داده و برخی از آنان را جزء مشایخ خود شمرده اند ، در حالی كه نیاكانشان در حال حیات امامان با آنان معارضه میكردند وبه شدت مورد غضب و رد وانكار و اعتراض آنان بودند.

مضمون این روایت انكار و مذمت تمام فرق صوفیه است وتصریح به این كه آنها عموماً مخالف طریقه اهل بیت و ائمه اطهار (ع)میباشند . تعجب آور اینكه اخیراً شنیده میشود برخی از صوفیان – كه جرأت رد روایات ضد صوفیه را ندارند- میگویند این روایات مربوط به صوفیان اهل سنت است و ربطی به صوفیان شیعه ندارد . چنان كه « زین العابدین شیروانی » صاحب كتاب« كشف المعارف» كه یكی از سران صوفیه به ظاهر شیعه است ، مینویسد:

این مطلب درست است كه میگویند امام رضا (ع) گفته است:« هر كس كه در حضور او از صوفیان ذكری به میان آورد ، با زبان یا دل خود آنان را تقبیح نكند ،از ما نیست و هر كس آنها را تقبیح كند ، مانند كسی است كه در ركاب پیامبر با كافران می جنگد »اما باید درك كرد كه روی این سخن صرفا با صوفیان دروغین است كه« آفتاب امامت را تیره میكنند » یعنی صوفیان سنی بنا به گفته معصوم علیشاه

فرزند جانشین شیروانی « تصوف حقیقی ،همان تشیع حقیقی است » تشیع امامی ، وجه ییرونی ائمه معصوم، و حقائق الهی تصوف وجه درونی آن است.

در پاسخ می گوئیم :

اولا : مضمون ومنطوق این روایات عموما بر خلاف این ادعاست و مضمون برخی از آنهاانكار و مذمت تمام صوفیه است و تصریح به اینكه آنها عموماً مخالف طریقه اهل بیت و ائمه اطهار میباشند و اگر چه دم از علی(ع) و اولاد او بزنند . آنان در ادعای خود دروغگو هستند به این معنی محبت اهل بیت و شیعه بودن با تصوف سازگار نیست.

ثانیاً: اكر شبهه را قوی بگیریم و بگوئیم این روایات د رمذمت و انكار صوفیهای سنی مذهب است و شامل صوفیهای به اصطلاح شیعه نمی باشد ، باز صوفیهای مدعی تشیع از رد و انكار و غضب ائمه اطهار(ع)

در امان نیستند زیرا در این روایات تصریح شده است :«هر كس یاری ایشان (صوفیه)كند  ، گویا یزید و معاویه و ابو سفبان را یاری كرده است و هر كس به زیارت یكی از انان در حال حیات یا بعد از مرگ برود ، مثل این است كه به زیارت شیطان رفته است ».

آیا تعریف و توصیف آنها و ترویج افكار آنها كمك به آنان نیست ؟! آبا توجیه كلمات كفر آمیز و آلوده به خرافات آنها ، یاری آنها نیست؟!

 آیا صوفیان به ظاهر شیعه ، همان سخنان متقدمان صوفیه را تكرار نمی كنند ؟!آیا اصول عقائد آنها یكی است؟!

1-    ثالثاً: روایت امام صادق (ع) كه به سند صحیح روایت شده است ، دقیقا شامل صوفیهای به ظاهر شیعه نیز میباشد امام(ع) ضمن بیان اینكه صوفیها دشمنان ما هستند و هر كس به آنان تمایل نشان دهد ، از آنان است فرمود :« در آینده كسانی پیدا می شوند كه ادعای محبت ما را می كنند و به صوفیه نیز تمایل نشان میدهند و خود را به ایشان تشبیه نموده و لقب آنان را بر خود می گذارندو سخنانشان را تأویل و توجیه مینمایند . هر كس به ایشان تمایل نشان دهد از ما نیست و ما از او بیزاریم». بسیار واضح است كه مراد امام صادق(ع) صوفیهای به ظاهر شیعه می باشند كه دعوی محبت اهل بیت می نمایند و لقب صوفی برخود می گذارند. پس صوفیهای شیعه نما راه فراری از این روایات ندارند.

نوشته شده توسط شهروند در شنبه 30 مهر 1390 و ساعت 05:50 ب.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 نوشته های پیشین
+ سخنرانی مرحوم کافی در مورد تصوف و فرقه گنابادی
+ فیلم فتنه ی درویش2
+ مسئولی که خودش را به خواب زده است نمی شود بیدار کرد.به کدامین گناه!!! چه کسی پاسخگوست؟؟؟
+ خبرنامه طریقت گمراهی
+ روحانیت متعهد در بیان روح الله الموسوی الخمینی
+ نشریه فتنه درویش 3
+ قابل توجه دستگاه قضا و ضابطین
+ نظم ما در بی نظمی است قانون مداری هم در حرافی است
+ مدعی العموم یا مدعی المسئول
+ فراخوان عمومی برای هر گونه مناظره، مباهله و... با مدعیان معنویت و عرفان
+ دکتر رمضانی خط و نشان می کشد!!!
+ دراویش را بزرگ کنید اما در جهت منفی
+ امام جمعه اکبرآباد: با صراحت اعلام کردند که ما از قبل از این جریان حاضر به مناظره با سران گنابادی در جمع عمومی بوده ایم و هستیم.
+ قابل توجه شهرداری و سربازان گمنام امام زمان (عجج) در شهرستان کوار
+ انحراف در بزرگان صوفیه

صفحات :